![]() |
![]() |
|
| بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نمودهاند. |
|
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره): ــ بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفههاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق ميدهد. ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد. ـ بار ديگر تأكيد ميكنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت. ـ مليت كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پولپرستي و تحجرگرايي و مقدسنمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند. ـ در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيم. ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نمودهاند. ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدستههاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سردادهاند. ـ من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه ميخورم و از خدا ميخواهم تا با بسيحيانم محشور گرداند. ـ تشكيل بسيج در نظام جمهوري اسلامي ايران يقيناً از بركات و الطاف جلية خداوند تعالي بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران ارزاني شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 13:56 توسط منیره رضایی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 10:41 توسط منیره رضایی |
|
|
فرازی از وصیت نامه امیر نظری ناظرمنش بسم رب الشهدا و الصدیقین به نام او و به نام معبودی که از اویم.هستی ام از اوست.آمدنم برای او و بازگشتم به سوی اوست.ای همه هستی,ای همه وجود و ای بخشاینده,گر چه گنهکارم,اما همچنان چشم امید به لطف و کرم تو دارم.ای کسی که جانم در قبضه قدرت توست,می خواهم به مولایم سرور شهیدان اقتدا کنم و با فرق خونین در محضرت حاضر شوم.خدا,مشتاق زیارت توام,به حدی که برای رسیدن به تو سر از پا نمی شناسم.خدایا لحظه شهادت شیرین است,اما توفیق زیارت تو شیرین تر! خدایا! روز محشر عاشقان را با قیامت کا ر نیست کار عاشقان جز تماشا و وصال یار نیست خدایا با تو پیمان بسته بودم که تا پایان راه بروم.بر سر پیمان خویش همچنان استوار مانده ام.خدایا!هیاهوی بهشت را می شنوم.وه چه منظره ای!!!!!!!! چه غوغایی!خدایا من با حسین زمان,خمینی روح الله میثاق بسته ام و به او وفادارم.زیرا او به قران وفادار است و به خدا سوگند که اگر چندین بار مرا بکشند یا زندانیم کنند,دست از خمینی نخواهم کشید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 10:30 توسط منیره رضایی |
|
|
شهید صفر علی رضا یک روز صدایم زد و پرسید)): من فکر می کنم تو از چیزی ناراحتی؟)) گفتم: ((نه!اینطور نیست!)) گفت : ((باور نمی کنم)) گفتم: ((مشکل من ربطی به جبهه و جنگ ندارد,پس لزومی ندارد که این جا حرفی از ان بزنم)) آرام گفت: ((تو رازدار تر از من سراغ داری!)) این را که گفت آرام شدم . گفتم: ((مشکل بانکی دارم.یک نفر را پشتیبانی کرده ام.8ماه است که قسط وام را نداده و سند من گیر است.)) لبخندی زد و گفت: ((برادر جان این که مشکلی نیست,اگر از عملیات جان سالم به در بردیم,به بیرجند می رویم و من سند خانه ام را به تو می دهم.وقتی مشکلت حل شد,دوباره آن را بر می گردانی.)) خیالم راحت شد.با شروع عملیات هر دو وارد میدان شدیم و بعد از ان به بیرجند برگشتیم. اسماعیلی همرزم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 10:29 توسط منیره رضایی |
|
|
چند سط در باره کتاب موفق ((بابا نظر)) چند قدم تا اسطوره
در قسمت کتابخانه دفاع مقدس امرو ز به معرفی کتابی می پردازیم که این روزها توجه جامعه کتابخوانان را به خودش جلب کرده است. به تازگی خاطره داستان های دفاع مقدس,مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است.اولین نمونه چنین استقبال کم نظیری در ایران از کتاب ((دا)) بود که در ماه های اولیه نشرش به چندید چاپ رسید,اما امنون این اتفاق خوب برای کتاب((بابا نظر))رخ داده است.این کتاب در کمتر از سه ماه به چاپ دوازدهم رسیده است. کتاب ((بابا نظر))حاصل گفتگوی 36 ساعته سید حسین بیضایی با شهید نظر نژاد در سال 1374 و اوایل 1375 است که به شکل ویدیویی ظبط شده و اکنون از سرنوشت آن فیلم ها خبری در دسترس نیست,اما کلمه ها و جمله ها ی آن مصاحبه هاپس از ضبط,روی کاغذ های سفید آمده و ماندگار شده اند.برای تدوین خاطرات اولیه از قلم مصطفی رحیمی سود جسته و همه پا نوشت های کتاب هم از متن خاطرات به پایین صفحه ها آمده که گفته های خود شهید بابا نظر است.شکل روایت کتاب از ابتدا تا انتها به صورت اول شخص مفرد و از زبان شهید محمد حسن نظر نژاد است که به صورت خطی,از زمان تولد آن شهید درسال 1325 در یکی از روستاهای اطراف مشهد شروع و به ابتدای سال 1375(چند ماه پیش از شهادتش)ختم می شود.این کتاب در 18 فصل نوشته شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:9 توسط منیره رضایی |
|
|
سردار شهید اسلام شهید ابوالفضل رفیعی ولادت:1334_مشهد آخرین مسئولیت:جانشین فرمانده لشکر شهادت:12/12/1362جزیره مجنون
ابوالفضل رفیعی در سال 1334 در روستای سیج مشهد دیده به جهان گشود.تحصیلات خود را تا پایان راهنمایی ادامه داد و سپس جهت تحصیل علوم حوزوی یه یکی از مدارس حوزه علمیه مشهد رفت و مدت 7 سال به تحصیل پرداخت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل علاقه زیاد به امام (ره)راهی قم شد و پس از پیروزی سپاه پاسداران به عضویت سپاه قم در آمد و به محافظت از بیت امام در امد. او به عنوان مسئول گشت سپاه مشهد موفق و به دستگیری و هلاکت عده ای از منافقین گردید. با شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه های نبرد شد و مسئولیت های مختلفی را به عهده گرفت که آخرین آنها جانشینی فرماندهی اشکر 5 نصر بود.او در عملیات خیبر خوش درخشید و سرانجام در تاریخ 12/12/1362 در منطقه هور الهویزه به دیدار معبود شتافت. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 9:6 توسط منیره رضایی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 16:32 توسط منیره رضایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حضرت امام خمینی (ره):گوارا باد براین شهیدان ، لذت انس و همجواری شان با انبیای عظام و اولیای کرام و شهدای صدر اسلام
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل آذر 1388 هفته چهارم آبان 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
خبرنگاران و شهدا زنان وشهدا اخبار کتابخانه دفاع مقدس خاطرات شهدا وصیت نامه شهدا معرفی شهدا معرفی خانواده های که بیش از یک شهید دارند معرفی عملیات ها گالری عکس |
| پیوندها |
|
شهدا شمع محفل بشریتند میثاق با شهدا می دانم که می آیی |
|
RSS
|

